به نام خداوند جان و خرد
شاهنامه، ایران نامه است. این اثر فاخر، فرهنگ و بوم این زمین را روایت کرده است. شاهنامه، خدای نامهای است که پاسدار هویت تاریخی ایران و ایرانیان بوده است.
فردوسی حکیم در شاهنامه با تکیه بر خدای نامهها، روایات مانده در سینه بزرگان و دهقانان و همچنین آگاهی و دانایی خویش، فرهنگ ایران زمین را ثبت کرده است.
فردوسی در زمانهای به روایت تاریخ ایران و ایرانیان پرداخته که ما به دلیل یورشها و تهاجمهای متعدد، دارای یکپارچگی سرزمینی نبودهایم، به دیگر سخن، ایران در جغرافیای سرزمینیاش چند پاره شده بود. حکومتهای محلی و قومی مختلف هر یک پارهای از پیکر وطن را تصرف کرده در آن حکمرانی میکردند. در فضایی که حکومتهای غیر ایرانی، بر خراسان بزرگ مسلط شده بودند و چندان دغدغه تاریخ و فرهنگ ایران را نیز نداشتند، فردوسی از ایران گفت و تاریخ ایران را سرود. فردوسی با وجود آن که در فضای تعصب آلود زیست میکرد، منادی حق بود و ولایتمداری خویش را بیان داشت: "منم بنده اهل بیت نبی/ستاینده خاک پاک وصی".
فردوسی در کنار سرودن ایران، از انیرانیان (غیر ایرانیها) و تجاوزهایشان به بوم ایرانیان نیز سخن گفت و رشادتهای ایرانیان در پاسداری از ایران شهر را نشان داد. او از بیگانگانی چون ضحاکیان برای ما گفته است و خودیهایی چون تورانیان که پشت به خاک وطن کردند و فرهنگی دیگر برگزیدند. فردوسی در هر دو روایت نشان داده است که همیشه در فهم و باور ایرانیان این گفته پایدار بوده و خواهد بود که ایران، ویران نخواهد شد: "دریغ است ایران که ویران شود". فردوسی نشان داده که در برابر ضحاک، فریدون فرخ و در مقابل تورانیان، کیخسرو و منوچهر، پاسدار خداباوری، دینداری و مرز و بوم ایران و ایرانیان بودهاند.
فردوسی، خداباوری، خردورزی و مقاومت و ایستادگی ایرانیان در مقابل دشمنان و بیگانگان را نشان میدهد. فردوسی ایران نامه خود را با این سخن آغاز میکند "به نام خداوند جان و خرد"، در متن شاهنامه توصیه اخلاقی مینماید که خودپرستی و خودخواهی، نتیجهاش گمراهی و شکست است: "منی چون به پیوست با کردگار/ شکست اندر آورد و برگشت کار"، شاهنامه به ما درس اتحاد و ایستادگی تاریخی ایرانیان را میآموزاند.
شاهنامه، جنگ و صلح ایرانی را با همدیگر دیده است، ایرانیان آنجا که لازم است میجنگند و آنجا که مصلحت است، صلح میکنند.
شاهنامه برای امروز ما نیز درسها دارد، امروزی که باری دیگر بیگانگان و دشمنان، طمع به خاک وطن کردهاند، گفتار فردوسی که بر آمده از هویت ملی و دینی است به ما ایستادگی تاریخی ایرانیان برای حفظ ایران را یادآوری میکند، ما بر اساس پایههای مستحکم فرهنگ و هویت ایرانی و اسلامی خویش است که امروز، فرهنگی متفاوت از ایستادگی را به نمایش گذاشته و مفهومی چون سنگر خیابان را ساختهایم.
فردوسی آموزگاری خردورز و ایران دوستی حکیم است که به ما آموخته است که "توانا بود هر که دانا بود"، آری باید توانا باشیم چرا که دشمنان ایران در طول تاریخ از توانایی و قدرت ایران و ایرانیان، ترس داشتهاند. درس شاهنامه برای امروز ما این است:
پاسداری از فرهنگ و بوم ایران زمین.
روابط عمومی دانشگاه فردوسی مشهد، زادروز حکیم ابوالقاسم فردوسی را به تمامی ایرانیان و خرد دوستان تبریک عرض کرده و عنوان میدارد که گفتار پرافتخار فردوسی: "خرد باید و دانش و راستی" فراتر از یک سخن و شعار است، بیانی است که میتواند چراغ راه همگان برای رسیدن به سعادت باشد.

