يكشنبه 23 بهمن 1390
شماره پيامگير دفتر رياست دانشگاه 8836012
|
آخرين 500 بازديد كننده از تخته سياه |
امضانمودن تخته سياه
|
| صفحه: 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 | 36 | 37 | 38 | 39 | 40 | 41 | 42 | 43 | 44 | 45 | 46 | 47 | 48 | 49 | 50 | |
| ديشب خوابتو ديدم تخته سياه را امضاءنمود درساعت 21:28 به تاريخ 2011/03/14 |
| از دستت خيلي ناراحتم ، اصلا به من توجه نداري، هميشه به فكر پيشرفت كاريت هستي،چرابه فكر من نيستي،ببين سال تموم شد ولي تو.......... ديشب خوابتو ديدم،اولش كه نميخواستي من بيام پيشت، بعدشم بهم گفتي آخر تابستون سال بعد مياي سراغم، گفتي وقتي كه كارات تموم شد،اميدوارم اينجوري خوابم تعبير نشه،آخه خيلي ديره، من كه ديگه تحمل دوريتو ندارم. نكنه واقعا همينجوري فكر ميكني و دوست نداري منو ببيني. |
| عاشق تخته سياه را امضاءنمود درساعت 16:25 به تاريخ 2011/03/14 |
| اميدوارم عيد همگي تون مبارك باشه.به خدا مي سپارمتان تا بعد از تعطيلات كه دوباره برگردم.اميدوارم تا اون موقع مشكلم حل شده باشه.برام خيلي دعا كنيد. |
| عاشق تخته سياه را امضاءنمود درساعت 16:23 به تاريخ 2011/03/14 |
| الان كه دارم تخته سياه رو امضا ميكنم بازهم دلم خيلي گرفته.آخه خدايا قربونت برم به كدامين گناه منو مجازات ميكني كه اينقد بايد زجر بكشم.خدايا ديگه تحمل ندارم...آخه چرا اون نميفهمه من چقدر دوسش دارم...شايد هم ميفهمه و خودشو به نفهميدن ميزنه.خدايا خودت بهش بفهمون يكي داره از عشقش ميميره..خدايا كمكم كن.خدايا بهم آرامش بده.. |
| عاشق تخته سياه را امضاءنمود درساعت 16:13 به تاريخ 2011/03/14 |
| يك شاخه رز سفيد تقديم تو باد رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد تنها دل ساده ايست دارايي ما آن هم شب عيد تقديم تو باد محبوب من عيدت مبارك |
| byte از رياضي تخته سياه را امضاءنمود درساعت 15:51 به تاريخ 2011/03/14 |
| قورباغه توي كلاس ورجه وورجه ميكرد. آقاي افتخاري گفت:«قاسم! اين قورباغه را از كلاس بينداز بيرون.» قاسم گفت: «آقا اجازه؟ ما از قورباغه ميترسيم.» آقاي افتخاري گفت: « ساسان! تو اين قورباغه را بينداز بيرون.» ساسان گفت: «آقا اجازه؟ ما هم ميترسيم.» آقاي افتخاري گفت: «بچهها! كي از قورباغه نميترسد؟» من گفتم: «آقا اجازه؟ ما نميترسيم.» آقاي افتخاري گفت: «كيف و كتابت را بردار و زود از كلاس برو بيرون.» گمان ميكنم كه محمود مرا لو داده باشد؛ وگرنه آقاي افتخاري از كجا ميدانست كه من قورباغه را به كلاس آوردم؟ |
| .............. تخته سياه را امضاءنمود درساعت 08:29 به تاريخ 2011/03/14 |
| از كوروش پرسيدند: زندگي خود را بر چند اصل استوار كردي؟ گفت: 1- دانستم كار مرا ديگري انجام نميدهد ، پس تلاش كردم 2- دانستم كه خدا مرا ميبيند، پس حيا كردم 3- دانستم رزق مرا ديگري نميخورد، پس آرام شدم 4- دانستم پايان كارم مرگ است، پس مهيا شدم |
| منتظرالمهدي تخته سياه را امضاءنمود درساعت 23:23 به تاريخ 2011/03/13 |
| سلام من اولين باره كه تخته سياه رو امضا ميكنم اخه ورودي 89 هستم فقط ميخاستم بگم اميدوارم توي اينهمه شادي و شور زندگي و دراستانه ي سال جديد از امام زمانمون فراموش نكنيم و اينكه بهار واقعي وقتي مياد كه اقا ظهور كنه لحظه ي تحويل سال از پدرمون فراموش نشه التماس دعاي فرج |
| منا از مشهد تخته سياه را امضاءنمود درساعت 21:06 به تاريخ 2011/03/13 |
| غگينم وسكوت بهترين فرياد اعتراض دلم به زمانه اي كه آنقدر امتحانت ميكند و انقدر به زمين مي زندت تا بلاخره راه و رسم درست قدم برداشتن را ياد بگيري... و اي كاش همه تحمل اين افتادن هاي پي در پي راداشته باشند واسم دعاكنيد!o |
| آشتي كن تخته سياه را امضاءنمود درساعت 19:15 به تاريخ 2011/03/13 |
| سلام، ببين آشتي كن ديگه، احتياج به كمكت دارم ، اونم خيلي فوري، در رابطه با كار خارج از دانشگاهت هست كه احتياج به كمك تو دارم وگرنه خيلي واسم مشكل پيش مياد، امروز آرزو كردم كه اي كاش با من بودي، ببين نميخوام تو عمل انجام شده قرارت بدم ولي بيا سراغم، اگه دوست نداري براي من اتفاقي نيفته.دوست دارم. |
| آزي!! تخته سياه را امضاءنمود درساعت 17:43 به تاريخ 2011/03/13 |
| خوشبحال همه شماهايي كه احساس خوبي از زندگي و زنده بودن دارين !! منكه خيلي حوصله ام از دنيا سر رفته پس چرا تموم نميشه !!؟ |
mahvelaty_az@gmail.com |
| صفحه: 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 | 36 | 37 | 38 | 39 | 40 | 41 | 42 | 43 | 44 | 45 | 46 | 47 | 48 | 49 | 50 | |