يكشنبه 23 بهمن 1390
شماره پيامگير دفتر رياست دانشگاه 8836012
|
آخرين 500 بازديد كننده از تخته سياه |
امضانمودن تخته سياه
|
| صفحه: 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 | 36 | 37 | 38 | 39 | 40 | 41 | 42 | 43 | 44 | 45 | 46 | 47 | 48 | 49 | 50 | |
| ........... تخته سياه را امضاءنمود درساعت 09:56 به تاريخ 2011/04/16 |
| من اصلا متوجه حرفات نميشم نمي فهمم تو با كي درگيري، دوست داشتي بيشتر توضيح بده شايد يه چيزايي دستگيرم بشه |
| .......... تخته سياه را امضاءنمود درساعت 09:54 به تاريخ 2011/04/16 |
| وقتي من دوست و دشمنامو نمي شناسم چطور ميتونم سكوتمو بشكنم ......... |
| ........... تخته سياه را امضاءنمود درساعت 08:32 به تاريخ 2011/04/16 |
| من باور دارم كه دو انسان از قلبشان به هم متصلند و مهم نيست كه چه كار مي كنيد، كه هستيد و كجا زندگي مي كنيد؛ اگر مقدر شده كه دو نفر با هم باشند، هيچ مرز و مانعي بين آنها وجود نخواهد داشت |
| .......... تخته سياه را امضاءنمود درساعت 08:31 به تاريخ 2011/04/16 |
| من كه اصلا نمي فهمم تو چي ميگي يا با كي هستي يا كي تو رو نابود كرده كه حالا من براش ارزش قائل شدم اينجور موقعها معمولا با خودم ميگم لابد اين صحبتها به من ربطي نداره و يكي ديگه است و براي يكي ديگه ميگه ......... |
| به ياد انتظاري كه يكسال گذشت (حرف دلم) از قلب عاشق تخته سياه را امضاءنمود درساعت 01:35 به تاريخ 2011/04/16 |
| كاش مي دانستي بعداز آن دعوت زيبا به ملاقات خودت من چه حالي بودم! خبر دعوت ديدارت چونكه از راه رسيد پلك دل باز پريد من سراسيمه به دل بانگ زدم آفرين قلب صبور زود برخيز عزيز جامه تنگ در آر وسراپا به سپيدي تو درآ. وبه چشمم گفتم: باورت مي شود اي چشم به ره مانده خيس؟ كه پس از اين همه مدت ز تو دعوت شده است! چشم خنديد و به اشك گفت برو بعداز اين دعوت زيبا به ملاقات نگاه. و به دستان رهايم گفتم: كف بر هم بزنيد هر چه غم بود گذشت. ديگر انديشه لرزش به خود راه مده! وقت ان است كه آن دست محبت ز تو يادي بكند خاطرم راگفتم: زودتر راه بيفت هر چه باشد بلد راه تويي. ما كه يك عمر در اين خانه نشستيم تو تنها رفتي بغض در راه گلو گفت: مرحمت كم نشود گوييا بامن بنشسته دگر كاري نيست. جاي ماندن چو دگر نيست از اين جا بروم پنجه از مو بدرآورده به آن شانه زدم و به لبها گفتم: خنده ات را بردار دست در دست تبسم بگذار و نبينم ديگر كه تو برچيده و خاموش به كنجي باشي مژده دادم به نگاهم گفتم: نذر ديدار قبول افتادست ومبارك بادت وصل تو با برق نگاه و تپش هاي دلم را گفتم: اندكي آهسته آبرويم نبري پايكوبي ز چه برپا كردي نفسم را گفتم: جان من تو دگر بند نيا اشك شوقي آمد تاري جام دو چشمم بگرفت و به پلكم فرمود: همچو دستمال حرير بنشان برق نگاه پاي در راه شدم دل به عقلم مي گفت: من نگفتم به تو آخر كه سحر خواهد شد هي تو انديشيدي كه چه بايد بكني من به تو مي گفتم: او مرا خواهد خواند و مرا خواهد ديد عقل به آرامي گفت: من چه مي دانستم من گمان مي كردم ديدنش ممكن نيست و نمي دانستم بين من با دل او صحبت صد پيوند است سينه فرياد كشيد: حرف از غصه و انديشه بس است به ملاقات بينديش و نشاط آخر اي پاي عزيز قدمت را قربان تندتر راه برو طاقتم طاق شده چشمم برق مي زد /اشك بر گونه نوازش مي كرد/لب به لبخند تبسم ميكرد /دست بر هم ميخورد مرغ قلبم با شوق سر به ديوار قفس مي كوبيد عقل شرمنده به آرامي گفت: راه را گم نكنيد خاطرم خنده به لب گفت نترس نگران هيچ مباش سفر منزل دوست كار هر روز من است عقل پرسيد :؟ دست خالي كه بد است كاشكي... سينه خنديد و بگفت: دست خالي ز چه روي !؟ اين همه هديه كجا چيزي نيست! چشم را گريه شوق قلب را عشق بزرگ روح را شوق وصال لب پر از ذكر حبيب خاطر آكنده ياد... |
| عاشق تخته سياه را امضاءنمود درساعت 20:07 به تاريخ 2011/04/15 |
| سكوت چه زيباست وقتي تمام حرفها از توصيف مهربانيها و خوبيهاي تو عاجزند.. |
| mohamad hdaipour از sssss تخته سياه را امضاءنمود درساعت 22:49 به تاريخ 2011/04/14 |
| حالا كه همش تو روياست بذار دلتنگت بمونم مرگ بيداري برا من اينو خيلي خوب مي دونم بذار عاشقت بمونم بذار عاشقت بمونم بذار عاشقت بمونم قلب من مي گه كه هستي اما چشمام مي گه نيستي خيلي سخته باورم شه كه تو پيشم ديگه نيستي بگو كه هنوز چشاتو رو به عشق من نبستي چشم من مي گه تو رفتي اما قلبم مي گه هستي مگه ميشه تو نباشي تو مثه نفس مي موني دستاي گرمتو كاشكي تو به دستم برسوني دستم بي تو بي پناه ِ مي ميرم وقتي نيستي مگه ميشه باورم شه كه تو پيشم ديگه نيستي حالا كه همش خياله بذار دستاتو بگيرم بذار تو فرض محالم با تو باشم تا بميرم بذار عاشقت بمونم بذار عاشقت بمونم حالا كه همش تو روياست بذار دلتنگت بمونم مرگ بيداري برا من اينو خيلي خوب مي دونم بذار عاشقت بمونم بذار عاشقت بمونم بذار عاشقت بمونم !!!!!!!!! |
atoosajo0n@yahoo.com sssssssssss |
| دانشجو تخته سياه را امضاءنمود درساعت 11:50 به تاريخ 2011/04/14 |
| سلام خسته نباشيد ميخواستم لطف كنيد چندتا فيلم درباره آزمايشات راديو ايزوتوپ برام تهيه كنيد مرسي |
mayazdinejad@yahoo.com 132 |
| هيچ وقت نميبخشمت تخته سياه را امضاءنمود درساعت 00:53 به تاريخ 2011/04/14 |
| ببين خيلي با من بد تموم كردي،الان هم كه داري نتيجه كاراتو ميبيني ، دقيقا همين موقعها بود كه اون بلاها رو سر من آوردي، هنوز هم داري همون كارا رو تكرار ميكني و از كسي كه منو اونقدر داغون كرد، براش اونقدر ارزش قائل ميشي . هيچ وقت نميبخشمت. |
| ......... تخته سياه را امضاءنمود درساعت 20:06 به تاريخ 2011/04/13 |
| هميشه گريه نشانه ي ضعف نيست گاهي نشانه ي يك بخشش است گاهي يك فداكاري گاهي هم نمايانگر عظمت يك عشق ... |
| صفحه: 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 | 36 | 37 | 38 | 39 | 40 | 41 | 42 | 43 | 44 | 45 | 46 | 47 | 48 | 49 | 50 | |