فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ
فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً 
11 . Then We sealed up their hearing in the Cave for a number of years . 11. ما (پرده خواب را) در غار بر گوششان زديم، و سالها در خواب فرو رفتند.
|
ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ
أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَداً 
12 . And afterward We raised them up that We might know which of the two parties would best calculate the time that they had tarried . 12. سپس آنان را برانگيختيم تا بدانيم (و اين امر آشكار گردد كه) كدام يك از آن دو گروه، مدت خواب خود را بهتر حساب كردهاند.
|
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ
إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى 
13 . We narrate unto thee their story with truth . Lo! they were young men who believed in their Lord , and We increased them in guidance . 13. ما داستان آنان را بحق براى تو بازگو مىكنيم; آنها جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند، و ما بر هدايتشان افزوديم.
|
وَرَبَطْنَا
عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهاً لَقَدْ قُلْنَا إِذاً شَطَطاً 
14 . And We made firm their hearts when they stood forth and said : Our Lord is the Lord of the heavens and the earth . We cry unto no god beside Him , for then should we utter an enormity . 14. و دلهايشان را محكم ساختيم در آن موقع كه قيام كردند و گفتند: «پروردگار ما، پروردگار آسمانها و زمين است; هرگز غير او معبودى را نمىخوانيم; كه اگر چنين كنيم، سخنى بگزاف گفتهايم.
|
هَؤُلَاء
قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم
بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً 
15 . These , our people , have chosen ( other ) gods beside Him though they bring no clear warrant ( vouchsafed ) to them . And who doth greater wrong than he who inventeth a lie concerning Allah? 15. اين قوم ما هستند كه معبودهايى جز خدا انتخاب كردهاند; چرا دليل آشكارى (بر اين كار) نمىآورند؟! و چه كسى ظالمتر است از آن كس كه بر خدا دروغ ببندد؟!»
|
وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ
يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحمته ويُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقاً

16 . And when ye withdraw from them and that which they worship except Allah , then seek refuge in the Cave ; your Lord will spread for you of His mercy and will prepare for you a pillow in your plight . 16. و (به آنها گفتيم:) هنگامى كه از آنان و آنچه جز خدا مىپرستند كنارهگيرى كرديد، به غار پناه بريد; كه پروردگارتان (سايه) رحمتش را بر شما مىگستراند; و در اين امر، آرامشى ب شما فراهم مىسازد!
|
وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ
الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ
مِّنْهُ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن
يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيّاً مُّرْشِداً 
17 . And thou mightest have seen the sun when it rose move away from their cave to the right , and when it set go past them on the left , and they were in the cleft thereof . That was ( one ) of the portents of Allah . He whom Allah guideth , he indeed is led aright , and he whom He sendeth astray , for him thou wilt not find a guiding friend . 17. و (اگر در آنجا بودى) خورشيد را مىديدى كه به هنگام طلوع، به سمت راست غارشان متمايل مىگردد; و به هنگام غروب، به سمت چپ; و آنها در محل وسيعى از آن (غار) قرار داشتند; اين از آيات خداست! هر كس را خدا هدايت كند، هدايت يافته واقعى اوست; و هر كس را گمراه نمايد، هرگز ولى و راهنمايى براى او نخواهى يافت!
|
وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظاً
وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَكَلْبُهُم
بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ
فِرَاراً وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً 
18 . And thou wouldst have deemed them waking thou they were asleep , and we caused them to turn over to the right and the left , and their dog stretching out his paws on the threshold . If thou hadst observed them closely thou hadst assuredly turned away from them in flight , and hadst been filled with awe of them . 18. و (اگر به آنها نگاه مىكردى) مىپنداشتى بيدارند; در حالى كه در خواب فرو رفته بودند! و ما آنها را به سمت راست و چپ ميگردانديم (تا بدنشان سالم بماند). و سگ آنها دستهاى خود را بر دهانه غار گشوده بود (و نگهبانى مىكرد). اگر نگاهشان مىكردى، از آنان مىگريختى; و سر تا پاى تو از ترس و وحشت پر مىشد!
|
وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ
لِيَتَسَاءلُوا بَيْنَهُمْ قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا
يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا
أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنظُرْ أَيُّهَا أَزْكَى
طَعَاماً فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ
بِكُمْ أَحَداً 
19 . And in like manner We awakened them that they might question one another . A speaker from among them said : How long have ye tarried? They said : We have tarried a day or some part of a day , ( Others ) said : Your Lord best knoweth what ye have tarried . Now send one of you with this your silver coin unto the city , and let him see what food is purest there and bring you a supply thereof . Let him be courteous and let no man know of you . 19. اينگونه آنها را (از خواب) برانگيختيم تا از يكديگر سؤال كنند; يكى از آنها گفت: «چه مدت خوابيديد؟!» گفتند: «يك روز، يا بخشى از يك روز!» (و چون نتوانستند مدت خوابشان را دقيقا بدانند) گفتند: «پروردگارتان از مدت خوابتان آگاهتر است! اكنون يك نفر از خودتان را با اين سكهاى كه داريد به شهر بفرستيد، تا بنگرد كدام يك از آنها غذاى پاكيزهترى دارند، و مقدارى از آن براى روزى شما بياورد. اما بايد دقت كند، و هيچ كس را از وضع شما آگاه نسازد...
|
إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ
أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً 
20 . For they , if they should come to know of you , will stone you or turn you back to their religion ; then ye will never prosper . 20. چرا كه اگر آنان از وضع شما آگاه شوند، سنگسارتان مىكنند; يا شما را به آيين خويش بازمىگردانند; و در آن صورت، هرگز روى رستگارى را نخواهيد ديد!»
|