لطفا تخته سياه ما را امضا نماييد


آخرين 500 بازديد كننده از تخته سياه امضانمودن تخته سياه  
صفحه:  1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  8 |  9 |  10 |  11 |  12 |  13 |  14 |  15 |  16 |  17 |  18 |  19 |  20 |  21 |  22 |  23 |  24 |  25 |  26 |  27 |  28 |  29 |  30 |  31 |  32 |  33 |  34 |  35 |  36 |  37 |  38 |  39 |  40 |  41 |  42 |  43 |  44 |  45 |  46 |  47 |  48 |  49 |  50 |
هور تخته سياه را امضاءنمود  درساعت 13:08 به تاريخ 2011/05/07
 ميدان سياه پوش

ميدان بسيج مشهد كه سرتا پا سياه پوش شده بود از اولين لحظات صبح شنبه بيقرار تشييع تاريخي شهيد برونسي بود جمعيت هروله كنان از هرسوي شهر و ديگر نقاط استان براي آخرين وداع به اين ميدان مشرف به حرم رضوي آمده بودند.

لحظه تشييع هنگامه انفجار شيونهاي مانده در دلهاي شكسته بود، زمان يا فاطمه افرادي كه نزديك به سه دهه فراق را واگويه مي كردند، موقع گريه هاي بي صداي مادراني كه دلشان براي نواهاي حماسي، خاك و چفيه و طنين ياحسين (ع) تنگ شده بود.

عبدالحين برونسي با رجعتش، بوي خوش كربلا را به مشهد آورد تا يادمان باشد با چه فاصله از زرق وبرق هاي دنيايي و با چه صفايي از جنس عروج، براي رفتن اصرار داشتيم و اگر هم ماندني مي شديم با اين نيت بود كه باري از گرده جبهه برداريم.

تشييع برونسي تابلوي خوش رنگ از يك دلي و يك رنگي و باهم بودن افرادي بود كه با يك حنجره ياعلي مي گفتند، از يك چشمه براي فاطمه و شهيدان عرصه حق اشك مي ريختند و با يك مشت به صورت متجاوز به خاك و فرهنگ و باورهاي پاك ايران اسلامي مي كوبيدند.

شهيد برونسي نمايشي بي ريا از همه سادگي هاي خوش طعم سالهاي دفاع مقدس بود امروز همه دنبال پيكري بودند كه استقلال را پاسداري كرده بود. فخر و فقر رو در وي هم نبودند، ماشينهاي شاسي بلند خارجي رهگذران پياده روزهاي باراني را خيس نمي كرد.

شهيد برونسي نماي جاودانه از ايثار و تلاش براي همراهي بود، هيچكس امروز بدنبال حساب سود و زيان كارش به مراسم نيامده بود چرتكه دو دو تا چهار تا را در خانه جا گذاشته بودند. فقط آه بود و حسرت روزهايي كه مثل خورشيد گرما بخش بود مثل ماه نور ملايمي بر دلها مي تابيد و مثل نهر علقمه تشنگي را برايت ماندني مي كرد تا عطش زينت قامت مردانه ات شود و سنگ اراده ات آينه خودستايي را بشكند.
 
.......... تخته سياه را امضاءنمود  درساعت 09:09 به تاريخ 2011/04/27
  آدمي را آدميت لازم است ، عود را گر بو نباشد ، هيزم است
 
قرباني(دستغيب) از علوم تربيتي تخته سياه را امضاءنمود  درساعت 08:16 به تاريخ 2011/04/27
 * انسان هاي بزرگ در باره عقايد سخن ميگويند
*انسان هاي متوسط درباره وقايع سخن مي گويند*
*انسان هاي كوچك پشت سرديگران سخن مي گويند*
*انسان هاي بزرگ دردديگران رادارند*
*انسان هاي متوسط دردخودشان رادارند*
*انسان هاي كوچك بيدردند*
*انسان هاي بزرگ عظمت ديگران را ميبينند*
*انسان هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند*
*انسان هاي كوچك عظمت خود را درتحقيرديگران ميبينند*
*انسان هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند*
*انسان هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند*
*انسان هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند*
*انسان هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند*
*انسان هاي متوسط پرسش هائي ميپرسند كه پاسخ دارد*
*انسان هاي كوچك ميپندارندپاسخ همه پرسش ها را ميدانند*
*انسان هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند*
*انسان هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند*
*انسان هاي كوچك مسئله ندارند*
*انسان هاي بزرگ سكوت رابراي سخن گفتن برمي گزينند*
*انسان هاي متوسط گاه سكوت را برسخن گفتن ترجيح ميدهند*
*انسان هاي كوچك با سخن گفتن بسيار،فرصت سكوت رااز خود ميگيرند
 
قرباني(دستغيب) از علوم تربيتي تخته سياه را امضاءنمود  درساعت 08:15 به تاريخ 2011/04/27
 
مختار!

راهي نمانده است

همين امشب

از سريال بيرون بزن

پيش از آن كه شمر و سنان كاري كنند

با كمك سازمان ملل

بيرون بزن

با همين كيان ايراني و همين ايرانيان

كه نشسته اند پاي گيرنده هايشان

و با همين شمشيرها

كه در دست فرزندان مالك است

به جنگ شمر برويم

و شمر همين آل خليفه است

همين عبدالله است و همين عبيدالله

و شمر همين شوراي اعراب اند

كه منجنيق آورده اند در بحرين

و" آيات" خدا را مي كشند و لگدمال مي كنند

وگرنه اهل سنت با مايند

و عاشقان رسول الله با مايند

تنها شمر و سنان

با آل سعود و آل خليفه

با آل شكم و آل حرام آن سويند

و آل كاخ سفيد و آل كاخ اليزه آن سويند

و آل بي بي سي

هميشه آن سو بودند

به مختار گفتم چاره اي نمانده

بايد از دل سريال بيرون زد

با اسب

با شمشير

با قايق هاي تندرو و با شعر

كه جهان همين كوفه ست

و عاشقان علي(ع) امشب

بر پشت بام هاي زمين آتش روشن كرده اند(قزوه)
 
قرباني(دستغيب) از علوم تربيتي تخته سياه را امضاءنمود  درساعت 08:12 به تاريخ 2011/04/27
 امام صادق(سلام الله عليه):

الكِبرُ أنْ تَغمِصَ النّاسَ وتُسَفِّهَ الحَقَّ.
تكبر، آن است كه مردم را تحقير كنى و حق را خوار شمارى.
 
پرستوي خزان ديده از يه شهردور تخته سياه را امضاءنمود  درساعت 23:59 به تاريخ 2011/04/26
 حسرتي گر به دلم هست همان دوري توست*من پرستوي خزان ديده وخاموش توام
 
............ تخته سياه را امضاءنمود  درساعت 13:39 به تاريخ 2011/04/26
 هر چي مهربونتر باشي بيشتر بهت ظلم ميكنن! هر چي صادق تر باشي بيشتر بهت دروغ ميگن!! هر چي دلسوزتر باشي بيشتر سرت كلاه ميذارن!!! هر چي قلبتو آسونتر در اختيار بذاري راحت تر لهش ميكنن!!!! هر چي آرومتر باشي فكر ميكنن آدم ضعيفي هستي!!!!! هر چي بيشتر به فكر ديگران باشي بيشتر حقتو ميخورن!!!!!! هر چي خودتو خاكي تر نشون بدي واست كمتر ارزش قائلن
 
........... تخته سياه را امضاءنمود  درساعت 13:38 به تاريخ 2011/04/26
 خود را به كه بسپارم

وقتي كه دلم تنگ است
...
پيدا نكنم همدل

دلها همه از سنگ است

گويا كه در اين وادي

از عشق نشاني نيست

گر هست يكي عاشق

آلوده به صد رنگ استSee More
 
m.javad از البرز تخته سياه را امضاءنمود  درساعت 11:10 به تاريخ 2011/04/26
 من هنوز تخته سياه دبيرستان و دارم ميبينم!!!اميدوارم يه روز تخته سياه اين دانشگاه رو بينم!!!
اي خدااااااا يعني ميشه!!!!؟؟؟
 
............. از واسه رهگذر تخته سياه را امضاءنمود  درساعت 09:02 به تاريخ 2011/04/26
 اين كه گفتي بسيار عاليست و بسيار آرامش بخش ........
چون اگه واقعيت داشت من اونقدر اذيت نمي شدم
خوب ما كه ادعايي نداريم فقط گفتم دوست ندارم هر كسي واسه خودش دچار خيال پردازي بشه كه فكر كنه ميتونه عاشق بشه يا ديگرانو به زور عاشق كنه البته من جزو ديگران نيستم چون اصلا به اين راحتيا دريچه قلبم رو كسي باز نميشه
 
صفحه:  1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  8 |  9 |  10 |  11 |  12 |  13 |  14 |  15 |  16 |  17 |  18 |  19 |  20 |  21 |  22 |  23 |  24 |  25 |  26 |  27 |  28 |  29 |  30 |  31 |  32 |  33 |  34 |  35 |  36 |  37 |  38 |  39 |  40 |  41 |  42 |  43 |  44 |  45 |  46 |  47 |  48 |  49 |  50 |